دختر گلم خیلی به هم ریختم.........
سلام مامانی خیلی دلم برای نوشتن برای تو تنگ شده بود از سیستم خودم نمیتونستم برم تو سایت اومدم پیش خاله اعظم دارم برات می نویسم....... هفته گذشته رفتیم تهران خیلی بد بود با بابا جون رفتیم خرید گوشیم رو دزد زد خیلی ناراحت شدم آخه اون هدیه بابا جون برای روز زن بود ولی بابا جون نذاشت به 24 ساعت برسه بهترشو برام خرید ولی خودم خیلی حرص خوردم ....... اگه پراکنده حرف می زنم مامانو ببخش چون یه چند روز فاصله افتاده گیج شدم ........ کیانای من قند من عسل من خیلی خیلی دوست دارم راستی کار دایی جونم درست شد و خدارو شکر معاف شد خدایاشکرت....... دوباره بهت سر میزنم مامانو ببخش.
نویسنده :
عاطفه محمدی مجد
12:44


